پایگاه خبری حسنا 29 شهريور 1399 ساعت 22:31 http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/606/فقرزدايي-نشاط-اجتماعي-جشن-واقعي-ملت -------------------------------------------------- سرمقالهٔ روزنامهٔ پیام استان سمنان عنوان : فقرزدايي و نشاط اجتماعي جشن واقعي ملت ابوالقاسم کواکبيان -------------------------------------------------- متن : هفته قبل رئيس جمهور محترم پيروزی ملت ايران در روزهای شنبه و يکشنب هفته جاري را پيشاپيش تبريک گفتند. به يقين جناب آقاي دکتر روحاني به خوبي به اين امر واقف هستند که بايد به کساني تبريک گفت که صاحب موفقيت شده و مشکلات را پشت سر گذاشته باشند و در کنار فائق آمدن بر گرفتاري ها و مشکلات، به شادي و نشاط زائدالوصف دست پيدا کرده باشند؛ اما آيا واقعاً بايد تبريک گفت به مردمي که اقشار متوسط محسوب شده و کارگر و کارمند عادي بودند و چند سال قبل با حداقل درآمد مي توانستند با حقوق يک ماهة خود يک سکة بهار آزادي بخرند؟ البته همان زمان هم با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي داشتند و اکنون با پنج ماه حقوق خود هم توان خريد آن يک سکه را ندارند؛ مردمي که با يک سال قناعت و پس انداز مي توانستند يک اتومبيل پرايد بخرند ولي اکنون قادر نيستند همان پرايد درپيتي را با چندين سال کار شبانه روزي تهيه کنند! آيا به مردمي که به جاي گوشت از تخم مرغ استفاده مي کردند و حالا در فاصله کوتاهي قيمت تخم مرغ دوبرابر شده است و اکثر کالاها چون لوازم خانگي و آهن آلات بر مبناي دلار بيست و هفت هزار توماني محاسبه مي شود، بايد تبريک گفت؟ آيا مسئولان محترم کشورمان در همة سطوح، آگاهي دارند که شور و نشاط و شادي جاي خود را به افسردگي، بي حوصلگي و غم و اندوه داده؟ بديهي است توليد غم و غصه بسيار آسان تر از توليد شادي است و آيا آنان واقف هستند که ما ملتي افسرده هستيم؟ از طرفي چه جاي تبريک دارد که برخي سران خائن کشورهاي همساية عربي ما که هم نژاد و هم زبان و حتي هم مذهب مردم فلسطين هستند، در دام جنايتکاري چون ترامپ افتاده اند و با نتانياهو دست صلح و دوستي مي دهند تا از آمريکا هواپيماهاي جنگي فوق پيشرفتة اف35 بخرند؟! آيا ديپلماسي ما آن چنان فعال بوده که اين کشورهاي کوچک و جزيره اي که روزگاري در مالکيت ايران بوده اند، دست دوستي به سوي ايران دراز کنند؟ بديهي است مشکلات مردم ايران به گراني و مشکلات معيشتي و حتي دوستي با کشورهاي عربي منحصر نمي شود؛ مردم ما ماه هاست که با ساية شوم و منحوس بيماري کرونا دست و پنجه نرم مي کنند و دست اندرکاران، در روزهاي اخير، از بيداد موج سوم اين بيماري به فرياد آمده اند و آمارها رو به تصاعد است. از طرفي طبق گفتة روان شناسان، درصد زيادي از خانواده هاي ايراني به بيماري هاي رواني دچار هستند و اين بيماري ها از بيماري هاي جسماني پيشي گرفته اند. همة علماي جسم و روان اذعان مي دارند مقدمة اختلالات و بيماري هاي جسمي، اختلالات رواني است. در همين زمينه، مدتي است شادي و نشاط و شور زندگي از ميان مردم به ويژه جوانان رخت بسته است. در استان خودمان در اکثر شهرها به بهانة کرونا، تقريباً هيچ جايي براي تفريح وجود ندارد. اکثر ورزشگاه ها و باشگاه هاي خصوصي ورزشي، يا تعطيل هستند يا رونقي ندارند. امکان استفاده از سينماها، مراکز تئاتر، فرهنگ سراها و ديگر مراکزي که جوانان بتوانند در آنجا اوقات خوشي را سپري کنند نيز در اين زمان وجود ندارد. صداوسيماي ما هم که ماتمکده اي بيش نيست؛ آدم سالم هم اگر چند تا از سريال هاي تلويزيوني آن را تماشا کند، به طور قطع افسرده و رواني مي شود. جالب است که در اين اوضاع و احوال، مجلس ما در فکر محدودکردن فضاي مجازي است! شايد دراين ميان، برخي استدلال کنند و معايبي براي محيط هاي مجازي برشمارند که البته اين طرز فکر هم جاي تبريک ندارد؛ چون اکثر آناني که از فضاي مجازي بد مي گويند، شناخت درستي از آن ندارند. جان کلام اينکه آن روزي بايد به هم تبريک بگوييم که در کشورمان هيچ مردي شرمندة زن و بچة خود نباشد، هيچ جواني پس از ازدواج، براي اجاره خانه مستأصل نباشد و پدر بازنشستة او مجبور نشود مخارج او را هم تأمين کند. ما آن روزي بايد به هم تبريک بگوييم که جواناني پويا، شاداب و سرزنده داشته باشيم؛ نه تعداد پرشماري جوان معتاد و بي انگيزه! بديهي است وجود حتي يک جوان معتاد هم وصلة ناجوري براي هر جامعه اي است و اين ميسر نمي شود مگر اينکه گردانندگان صداوسيماي ما خود، جوان بوده و با برنامه هاي شاد و متنوع، شور و نشاط را به جامعه ارزاني کنند و مراکز فرهنگي و ورزشي ما کاري کنند تا جواناني هنرمند، قهرمان و سرزنده پرورش دهند. از سوي ديگر مردان اقتصادي ما خود، زندگي عادي داشته باشند تا بتوانند فقر و مسکنت را درک کرده و آن را از بين ببرند. آنگاه، همه به هم تبريک گفته و مي توانيم ادعا کنيم استکبار جهاني را شکست داده ايم.